«گلوله در تن، هراس از درمان»؛ هزاران مجروح به‌ دلیل حضور ماموران به بیمارستان نرفته‌اند

«هر بار دردم شروع می‌شود فکر می‌کنم شاید اشتباه کردم که نرفتم، اما خب باز می‌گویم اگر بازداشت شوم، شاید جنازه‌ام هم به دست فرزندانم نرسد»

چهارشنبه ۲۲ بهمن، بیش از یک ماه از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و حضور گسترده میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌ها علیه جمهوری اسلامی گذشته، اما برای شماری از مردم، روزهای درد و رنج هنوز تمام نشده‌ است. در کنار تشدید حملات نیروهای سرکوبگر به منازل برای بازداشت معترضان در روزهای اخیر، تصاویر رادیولوژی، بخیه‌های نیمه‌کاره و زخم‌هایی که عفونت کرده‌اند، روایتگر وضعیت افرادی‌اند که هدف شلیک ساچمه و در مواردی، گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفتند و اکنون به دلیل هراس از بازداشت، به بیمارستان‌ یا درمانگاه‌ مراجعه نمی‌کنند.

تصاویر پزشکی و مدارک ارسال‌شده برای ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد تعدادی از مجروحان، با وجود توصیه پزشکان برای جراحی فوری، درمان را به تعویق انداخته‌اند. آنان می‌گویند حضور پرشمار نیروهای امنیتی در اورژانس‌ بیمارستان‌ها، همکاری برخی مدیران و نیروهای حراست با نهادهای امنیتی و انتقال مستقیم مجروحان از تخت جراحی به بازداشتگاه، مراجعه به بیمارستان را معادل «بازداشت حتمی» کرده؛ بازداشت‌هایی که ده‌ها مورد آن طی هفته‌های اخیر، سرانجامی جز قتل در بازداشتگاه‌ها نداشته است.

میلاد، جوان ۳۰ ساله ساکن تهران، با ارسال تصاویر رادیولوژی و شرح پزشک به ایندیپندنت فارسی می‌گوید ده‌ها ساچمه همچنان در پهلو و ران او باقی مانده است. او ۱۸ دی‌ماه حوالی میدان هفت‌حوض در محله نارمک تهران هدف شلیک قرار گرفت. میلاد می‌گوید: «وقتی افتادم زمین، خونریزی شدید داشتم. چند نفر کمک کردند به خانه برگردم. دوستانم گفتند اگر به درمانگاه بروی، حراست گزارش می‌دهد و امنیتی‌ها هم دائما حضور دارند.»

به گفته او، یکی از ساچمه‌ها نزدیک عصب ران است و دردی تیرکشنده و بی‌حسی دوره‌ای ایجاد می‌کند: «یک پزشک گفت باید جراحی شوم، اما اگر پرونده در بیمارستان دولتی ثبت شود، ممکن است احضار یا بازداشت شوم. یک دوستم را همین هفته قبل از بیمارستان بردند.»

در اصفهان، ناهید، زن معترض ۵۵ ساله، با ارسال تصاویر زخم‌های عمیق در بازو و شانه، می‌گوید با تب‌های شبانه و تورم شدید مواجه است. او که ۱۹ دی‌ماه هدف شلیک ساچمه قرار گرفت، توضیح می‌دهد: «پسرم گفت برویم بیمارستان، اما چند نفر هشدار دادند لباس‌شخصی‌ها همچنان در اورژانس و حتی اتاق عمل رفت‌وآمد می‌کنند. یک پرستار آشنا در خانه زخمم را شست‌وشو داد، اما گفت اگر قطعه فلزی داخل مانده باشد، خطر عفونت خونی هست.»

او افزود: «هر بار درد بالا می‌گیرد، فکر می‌کنم شاید اشتباه کردم که نرفتم، اما خب باز می‌گویم اگر بروم و بازداشت شوم، شاید جنازه‌ام هم به دست فرزندانم نرسد.»

در کرج، رها، دختر جوان ۲۲ ساله، تصاویر سی‌تی‌اسکن ساق پایش را فرستاده است. چندین ساچمه در بافت عضلانی باقی مانده و پزشک توصیه به جراحی کرده است. او می‌گوید: «پایم گاهی کاملا بی‌حس می‌شود. گفتند اگر دیر بجنبی شاید آسیب عصبی دائمی می‌شود. اما خانواده‌ام می‌ترسند. می‌گویند پرونده تشکیل می‌شود و بعد بازداشت می‌شوی.»

به گفته رها، یکی از آشنایان او پس از مراجعه به بیمارستان، ساعاتی بعد با پرونده‌ای امنیتی احضار و سپس بازداشت شد.

در رشت، سهیلا، زن ۴۳ ساله به ایندیپندنت فارسی می‌گوید یکی از ساچمه‌ها در نزدیکی مفصل زانو قرار دارد. یک پزشک معتمد از خارج ایران به او هشدار داده است که جابه‌جایی قطعه فلزی می‌تواند به آسیب مفصلی جدی منجر شود: «همسرم می‌گوید سلامتت مهم‌تر است، اما همه می‌دانند حراست بیمارستان‌ها و برخی کادر درمان از ترس فشارهای امنیتی، گزارش می‌دهند. چند نفر را از همان بخش اورژانس بردند. ما فقط پانسمان خانگی می‌کنیم و دعا می‌کنیم عفونت نکند.»

در همین حال در مشهد، امیرحسین، جوان ۳۵ ساله، با ارسال تصاویر سی‌تی‌اسکن پایش به ایندیپندنت فارسی می‌گوید قطعه‌ای از گلوله جنگی در ناحیه ران او باقی مانده و نتیجه جست‌وجوی او در اینترنت این بوده است که ادامه این وضعیت می‌تواند به عفونت، لخته‌ شدن خون و آسیب عصبی شدید منجر شود. امیرحسین می‌گوید: «چه به بیمارستان دولتی و چه خصوصی بروم، احتمال بازداشت بالا است. دوستانم گفتند چند نفر را مستقیم از آی‌سی‌یو برده‌اند. بین درد و بازداشت مانده‌ام. اگر بازداشتم کنند، وضعیتم بدتر می‌شود.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

چند پزشک در شهرهای مختلف ایران که یک ماه اخیر تلاش کرده‌اند مجروحان انقلاب ملی را در منزل خود درمان کنند، به ایندیپندنت فارسی گفته‌اند جو امنیتی و نظامی شدید در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها ادامه دارد و به کادر درمان هشدار داده‌اند که در صورت گزارش نکردن آسیب‌دیدگان اعتراض‌ها به مراکز امنیتی، پزشک‌ها و پرستارها را هم مانند صدها عضو دیگر کادر درمان بازداشت خواهند کرد.

به گفته یکی از این پزشکان، «هزاران مجروح در سراسر ایران همچنان ترجیح می‌دهند با خطر عفونت و دردهای شدید زندگی کنند، تا اینکه نامشان در پرونده‌ای ثبت شود و بازداشت شوند».

این وضعیت باعث شده است بخشی از مجروحان با درمان‌های خانگی، مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک و مسکن و اتکا به اطلاعات اینترنتی یا افرادی که پزشک نیستند، خطر عوارض جدی را بپذیرند. این در حالی است که به گفته وکلای حقوقی مستقل در ایران، محروم شدن مجروحان از دسترسی امن و بدون ترس به خدمات درمانی، نقض آشکار اصول انسانی و قوانین بین‌المللی است.

در حالی که بیش از یک ماه از اوج اعتراض‌های خیابانی در جریان انقلاب ملی ایرانیان گذشته، برای این گروه از معترضان که ساچمه‌ها و گلوله‌ها هنوز در بدنشان مانده، زخم‌ها هنوز باز و تازه است؛ زخم‌هایی که به‌ گفته آنان، نه فقط از شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، بلکه از ترس دائمی بازداشت و بی‌پناهی در برابر یک سیستم سراسر امنیتی، عمیق‌تر شده است.

پیش از این یک پزشک متخصص شاغل در اصفهان، روز ۱۶ بهمن به ایندیپندنت فارسی گفته بود آنچه در بخش‌های اورژانس و جراحی دید، «با هیچ معیار حرفه‌ای و انسانی قابل‌توضیح نیست». به گفته او، در روزهای اوج اعتراض‌ها، یعنی حدفاصل ۱۸ تا ۲۳ دی‌ماه، اولویت درمان نه بر اساس شدت جراحت، بلکه بر پایه «برچسب امنیتی» بیماران تعیین می‌شد. او افزود: «برخی مجروحان غیرنظامی و مردم عادی ساعت‌ها در اورژانس معطل می‌ماندند، در حالی که مجروحان وابسته به نیروهای امنیتی و نظامی که سرکوبگر بودند، با تهدید و فشار، بلافاصله به اتاق عمل منتقل می‌شدند.»

این پزشک از مواردی هم سخن گفت که در آن‌ها، قطع عامدانه روند درمان به مرگ بیمار انجامید: «مجروحانی بودند که لوله تنفسی داشتند و به دستگاه اکسیژن وصل بودند. دستور داده شد دستگاه‌ها جدا شود. بعضی از آن‌ها را در حالی که هنوز علائم حیاتی داشتند، از آی‌سی‌یو به سردخانه بردند.» به گفته او، پرستارانی که حاضر به اجرای این دستورات نمی‌شدند، با تهدید احضار و بازداشت روبرو بودند.